تأثیرگذاری ماه رمضان را دستکم نگیرید
سحر و افطار؛ ماندگارترین خاطرات دوران کودکی

سحرها و افطارهای ماه مبارک رمضان و مراسم ماه محرم از آن دو دسته روزهایی هستند که بچههای دیروز هنگامیکه در تقویم سالانه به این روزها نزدیک میشوند، تمام خاطرات گذشته و دوران خوب کودکی، بچگی و نوجوانی خود را زنده میکنند. کارهایی که آنها در این روزها و مراسم کردهاند از جمله ماندگارترین خاطرات زندگیشان است.
این روزها، روزهای ماه مبارک رمضان و انجام تکلیف شرعی روزه گرفتن است. همه پدرها و مادرها در این ماه و حتی یکی دو روز قبل از آغاز ماه مبارک رمضان ناخودآگاه به یاد خانه پدری و سحرها و افطاریهایی میافتند که جمع خانواده در کنار هم آن را برپا میکردند. با یادآوری این یادها نخستین کار اینان تماس با اعضای خانواده است. ابتدا پدر و مادر و یادکردن روزه گرفتنهای سالهای بچگی و سپس گفتوگو با خواهر و برادر و بازخوانی تمام خاطرات همه رمضانهای دوران مدرسه در کمتر از نیم ساعت.
شاید خواننده بازخوانی این مطالب را دستمایهای برای یادآوری آن خاطرات تلقی کند اما به دیدگاه نگارنده،
آن خاطرات و یادها، بزرگترین سرمایه زندگی همه بچههای ایران زمین است. سرمایهای که هیچگاه و در هیچ موقعیت زمانی و مکانی به آنها اجازه نمیدهد گفتن یا علی و یاحسین را از یاد ببرند.
خانوادههای ایرانی در همه سطوح و باتوجه به همه سلیقهها، دوست دارند و تلاش میکنند تا فرزندانشان متعهد و مذهبی بار بیایند. البته قصد این وجیزه بررسی و تحقیق چنین تلاش و تفکری نیست بلکه تأکید بر این است که حتی خانوادههایی که به لحاظ برونداد اجتماعی و شخصیتی از دید دیگران، بیاعتنا به مذهب هستند، آنها نیز از خدا میخواهند تا فرزندانشان سالم و بدور از هرگونه خلافی باشند. شاهد این مدعا هم ذوقزدنها و تشویقهایی است که والدین زمانی که فرزندشان به تکرار آیهای از قرآن، صلوات و یا شعری درباره خدا و امامان میپردازد، است.
این چرخه آموزشی بهطور کاملا آگاهانه و غیرمستقیم در دو دوره زمانی از سال برای آشنا شدن بچهها با مفاهیم و المانهای مذهبی به حرکت در میآید و خانوادهها شاید با کمترین زحمتی بیشترین داده آموزشی مذهبی را به فرزندان خود منتقل میکنند.
اجازه بدهید آنها در این شب ها تمرین عبادت کنند. اجازه بدهید که دعاها را بخوانند اگر حتی اشتباه بخوانند. گرفتن چنین فرصتهایی از ایشان یعنی خلق فرصتهای دیگری برای آنها که ایشان را از مسجد و عبادت دور میکند
میپرسید چگونه؟؟
اکنون چون در ماه مبارک رمضان قرار داریم از این ماه مثال میآورم. کمی به عقب برگردیم؛ چند روزی به آغاز ماه رمضان نمانده است. در خانوادههایی که اهل روزه گرفتن هستند، جوش و خروشی برپاست و اغلب شاهکلام گفتوگوهای درون خانگی و درون فامیلی، موضوع ماه رمضان است. گفتوگو درباره این که کدام غذا را برای افطار و سحر درست کنیم و یا اینکه امسال افطاریها را مهمان کدام یک از فامیل ها هستیم و ... همه و همه به دنبال خود نوستالژی سالهای گذشته را میآورد.
بچهها تمام این گفتهها و رفتارها را میبینند و میشنوند و از آن جا که حال و هوای آدمها در این ماه، حال و هوای خاصی است که شاید مشابه آن را در زمانهای دیگر نتوان یافت، درنتیجه تکتک کارهایی که درباره آداب این ماه بهخصوص وقت سحر و افطار انجام میشود در ذهن بچهها نقش میبندد.
دیگر اینکه پدران و مادران در این ماه به بازخوانی و بازگویی خاطرات ماههای رمضان سالهای بچگی خود برای فرزندانشان میپردازند، کاری که اغلب پدرها و مادرها شاید درباره هیچ یک از دورههای زمانی زندگی خود برای فرزندانشان نکنند.
توضیح بیشتر اینکه پدر و مادر آن اندازه که از خاطرات ماه رمضان و روزه گرفتنهای خود با پدر و مادر خویش برای فرزندش سخن میگوید شاید درباره دیگر خاطرات سالهای زندگیش با او صحبت نکند. حال تا چه رسد که فرصتی و موقعیتی مناسب پدید آید و خاطرات دیگری گفته شود. خود شما هم اکنون که این نوشتهها را میخوانید بهطور قطع خاطرات سالهای گذشته برایتان زنده شده است. از این جهت است که نگارنده چنین خاطراتی را ماندگارترین سرمایه ذهنی بچهها میداند.

اما چه باید کرد؟
در این سالها گاهی ملاحظهکاریها قدری بیشتر شده و پدران و مادران به تعبیر خود ملاحظه فرزندشان را میکنند و با نیت اینکه مبادا ایشان تحت فشار قرار گیرند، زمینه آماده برای آن خاطرهسازیهای ارزشمند را از ایشان میگیرند. ابتدای امر اینکه در وقت سحر ایشان را از خواب بیدار نمیکنند. آیا ظلمی بالاتر از این سراغ دارید که پدر و مادری لذت شنیدن دعای سحر که تنها در این ماه و تنها در زمان سحر امکان گوش دادنش وجود دارد از فرزند خود دریغ کند؟
آیا جز این است که همین پدر و مادر با شنیدن دعای سحر ماه مبارک رمضان، لذت گرفتن یک روزه دیگر و لذت یادآوری تمام سحرهای ماه رمضانهای بچگی خود را دوباره میچشد؟ پس شایسته نیست که این حق را از بچههای خویش دریغ داشت چه همین سحرها قرار است خود عاملی برای سحرخیزیهای آینده در بزرگسالی شود و اگر اکنون این مسیر هموار بیبهره بماند، بعدها با هزاران بیل و کلنگ تسطیح آن ممکن نخواهد شد.
بچهها عاشق همراهی و حضور در مراسم مذهبی هستند. آنها را باخود به مراسم شبهای قدر در مساجد، حسینیهها و تکایا و حتی خانههایی که مراسم احیاء را برگزار میکنند،ببرید.
نترسید که شاید ایشان دراین مراسم به خواب بروند. باور کنید خوابیدن آنها در این مراسم،زیباترین خاطرات را در آینده برایشان رقم خواهد زد. و غیر ممکن است یاد آن شب قدری که سر بر پای پدر و مادر خود که در حال خواندن دعای جوشن کبیر بوده و به خواب رفتهاند را فراموش کنند.
اجازه بدهید آنها در این شب ها تمرین عبادت کنند. اجازه بدهید که دعاها را بخوانند اگر حتی اشتباه بخوانند. گرفتن چنین فرصتهایی از ایشان یعنی خلق فرصتهای دیگری برای آنها که ایشان را از مسجد و عبادت دور میکند.
بپذیریم که بندگی را از بچگی باید تمرین کرد البته نه به اجبار. چراکه خداوند در قرآنش میفرماید: در دین هیچ اجبارى نیست. و راه از بیراهه بخوبى آشكار شده است. پس هر كس به طاغوت كفر ورزد، و به خدا ایمان آورد، به یقین، به دستاویزى استوار، كه آن را گسستن نیست، چنگ زده است. و خداوند شنواىِ داناست.(256 بقره)
اما این وظیفه بر گردن تمام پدران و مادران است که فرزندانشان را پابهپای خود در مناسبتهای مذهبی بهخصوص سحرها و افطارها و شبهای قدر ماه مبارک رمضان همراه کنند و بدانند که چنین همراهی کردن، نتیجهای عملیتر و دستیافتنیتری دارد از صدبارگفتن و تأکید کردن بر اینکه پسرم، دخترم، نمازت قضا نشود.
این یادها و کارها آن اندازه اثر ماندگار بر وجود انسانها دارد که هر از راه برگشتهای را به راه میآورد.
کمی فکر کنید. شما هم خیلیها را سراغ دارید که چنین بودهاند. از راه مانده بودند و به راه برگشتهاند.
نماز و روزههاتان قبول.



















